ايجاد كسب و كاري موفق در شركت هاي معتبر
بسياري از شركت ها فكر مي كنندكه نوآوري بزرگي را آغاز كرده اند و به زودي شاهد توسعه خوبي خواهند بود. اما اين مسئله اين قدر هم ساده نيست. كسب وكارهاي جديدي كه در دل شركت هاي مختلف به راه مي افتند، پس از مدتي با مشكلات وموانع متعددي دست به گريبان مي شوند. به همين دليل، آن چه كه يك شركت بر آن تأكيد مي كند، بايد عوض شود: از ايده به عمل واز رفتار رهبري به رفتار سازماني.
نويسندگان اين مقاله پنج سال كامل را به بررسي كسب وكار هاي جديد در شركت نيويورك تايمز، آنالوگ ديوانسز، كورنينگ، هاسبرو و ديگر سازمان ها پرداختند. آن ها به اين نتيجه رسيدند كه موفقيت يك كسب وكار جديد (كه به آن NewCo مي گفتند) به ندرت با معتبر بودن يك شركت (كه به آنCoreCo مي گفتند) ارتباط مستقيم دارد. به اعتقاد آن ها، اين تركيب نا معمول سه چالش بزرگ را به دنبال دارد: فراموش كردن ،استقراض و يادگيري ... يعني NewCo بايد اين سه نياز را برآورده سازد تا بتواند باقي مانده و رشد كند.
در وهله نخست، NewCo بايد آنچه را باعث موفقيت CoreCo شده، فراموش نمايد. NewCoو CoreCoداراي عناصر متفاوتي هستند لذا NewCo نبايد به عقايد CoreCo در مورد با ارزش ترين مهارت ها وتوانمندي ها، هيچ توجهي نمايد. NewCo بايد برخي از داراي هاي CoreCoرا بايد قرض كند، معمولاً يك يا دو حوزه كليدي كه باعث مي شوند NewCo از مزاياي رقابتي خوبي بر خوردار شود. با وجود اين، كاهش هزينه ها هرگز دليل موجهي براي استقراض نيست. نهايتاً NewCo بايد آماده يادگيري باشد. از آن جا كه اقدامات استراتژيك مبهم هستند NewCo با ابهامات مهمي رو به رو خواهد شد. هر چه NewCo بتواند سريع ترين ابهامات را بر طرف سازد، يعني سريع تر بياموزد، زودتر به يك الگوي موفق دست مي يابد و نااميدي هايش از ميان خواهند رفت. مديران مي توانند از طريق برنامه ريزي ومقايسه روندهاي پيش بيني شده با روند هاي حقيقي، اين فرآيند يادگيري را تسريع نمايند.